محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

4688

تاريخ الطبرى ( فارسي )

ولايت خويش مىرويم كه از حرمتها و فرزندانمان دفاع كنيم و اگر با ما نبرد كرد با وى نبرد كنيم . » عبد الله بن على به آنها گفت : « به خدا او آهنگ شام ندارد كه او را جز براى نبرد شما نفرستاده‌اند ، و اگر بمانيد سوى شما آيد » گويد : اما خاطرشان آرام نيافت و اصرار داشتند كه سوى شام روان شوند . گويد : پس ابو مسلم بيامد و نزديك آنها اردو زد . عبد الله بن على از اردوگاه خويش حركت كرد و سوى شام روان شد ، ابو مسلم از جاى خويش بگشت و در اردوگاه عبد الله بن على ، به جاى او ، جا گرفت و آبهاى را كه اطراف آن بود كور كرد و مردار در آن افكند . عبد الله بن على خبر يافت كه ابو مسلم در اردوگاه وى جا گرفته و به ياران خويش گفت : « مگر نگفتمتان ؟ » و بيامد و ديد كه ابو مسلم پيش از او در اردوگاهش جاى گرفته و در محل اردوگاه ابو مسلم كه در آنجا بوده بود ، جاى گرفت . گويد : دو گروه مدت پنج يا شش ماه نبرد كردند ، مردم شام سوار بيشتر داشتند و لوازم كاملتر . به كار بن مسلم عقيلى بر پهلوى راست عبد الله بن على بود . حبيب بن سويد اسدى بر پهلوى چپ وى بود و عبد الصمد بن على سالار سواران بود . بر پهلوى راست ابو مسلم حسن بن قحطبه و بود . بر پهلوى چپ وى ابو نصر خازم بن خزيمه بود و چند ماه به نبرد بودند . هشام بن عمر تغلبى گويد : در اردوگاه ابو مسلم بودم ، روزى كسان سخن كردند و گفتند : « كدام كسان دليرترند ؟ » گفت : « بگوييد تا بشنوم . »